"""گفتی که : چو خورشید زنم سوی تو پر ********************************************
چقدر دل تنگ می شوم گاهی خیلی زیاد… و این دلتنگی می بردم تا ترس. یک ترس دائمی که نکند این دلتنگی ها همیشگی بشود... خداحافظ رفیق نارفیق من! خداحافظ رفیق نارفیق من! هوای گرمای آغوشت را دارد دلم....... در این روزهای سرد .............
برگشت بهم گفت خدا خفت کنه عشق و عاشقیت رو می آوردی شهر خودت خونه بابات نه این سر دنیا که نگی دلم واسش تنگ میشه رفتی اونجا درس بخونی همه رو برق میگیره منو زیرشلواری ادیسون......... دل اگر بستی، محکم نبند! مراقب باش، گره کور نزنی او میرود، تو میمانی و یک گره کور . . . **************** چرا زیر چتر مهربانیت راهم نمی دهی؟ من خیسم از باران تنهایی چرا ساحل وسیع آغوشت جایی برای این غریق تن خسته ندارد؟ من چه عریان ستودم تو را تو چه راحت پیچیدی مرا در لفاف فراموشی نكند تو سایه ی منی كه تا ابد مبهم در وجودم نشسته ای ؟ ****************************** تـ ـرجیح میـ ـدهم بـ ـه جای شـاخـه ای گـ ـل ، بوته ای خـ ـار باشم! تو امروز رفتی و فکر کردی برق کفش های نوی تو چشمام رو گرفته.... آه از این ماجرای کهنه که نفهمیدی قدم هاتو میشمارم و التماس کنان میگم:: نرو............ یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی کولی بازی در بیاریم یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا میشی یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟ یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق یه دوست پسر هم نداریم آرزوهامونو بهش بگیم اونم الکی بگه خودم همش رو بر آورده میکنم یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمیخونن بلکه جواب هم میدن یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه یه دوست پسر هم نداریم برامون آواز بخونه با صدای نکرش یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه. میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ میزنم هفته ی بعد زنگ نزنه یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه یه دوست پسر هم نداریم که وقتی خسته میشیم کیفمون رو برامون بیاره یه دوست پسر هم نداریم که یکی جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه یه دوست پسر هم نداریم پای رقیب که میاد وسط به جای اینکه بگه انتخاب با خودته یه ذره مبارزه کنه خب یه دوست پسر هم نداریم از اینترنت بدش بیاد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپیوترش یه دوست پسر هم نداریم باهم تخمه بخوریم هی پوستاشو تف کنیم رو سرو صورت هم یه دوست پسر هم نداریم هی گازش بگیریم جای دندونامون یادگاری بمونه یه دوست پسر هم نداریم بوتیک داشته باشه هی بریم از مغازش جنس برداریم به عنوان هدیه یه دوست پسر هم نداریم دو تا ماشین داشته باشه یه زوج یه فرد. هر روز بریم بیرون نه یه روز درمیان یه دوست پسر هم نداریم نصفه شب اس ام اس های محبت آمیز برامون بفرسته صبح بیدار شدیم بخونیم کیف کنیم یه دوست پسر هم نداریم وقتی با گریه بهش زنگ می زنیم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزن یه دوست پسر هم نداریم نگه هروقت با ۹۱۲ زنگ زدم فقط حرف های مهم رو بگو، چرت و پرت خواستی بگی بگو با ایرانسل ساعت ۱۱ شب به بعد زنگ بزنم یه دوست پسر هم نداریم بشینیم عکس های بچگیشو ببینیم و به درگاه خدا دعا کنیم لااقل بچه ش این شکلی نشه یه دوست پسر هم نداریم کوچه علی چپ رو نشناسه یه دوست پسر هم نداریم بهش بفهمونیم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هی نگه من اینجا خاطره داشتم من با این آهنگ شب هایی داشتم. ما خانم ها حسودیم بفهمید یه دوست پسر هم نداریم وقتی با یه دختر حرف میزنه هی وشگونش بگیریم که یعنی بسه جمع کن خودتو یه دوست پسر هم نداریم یه هفته قبل تولدمون غیب بشه گوشیش خاموش بشه یه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزیزم تصادف کرده بودم یه دوست پسر هم نداریم تو ماشین آهنگ شیش و هشت بزاریم کله هامونو باهم تکون بدیم یه دوست پسر هم نداریم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بریم بیرون یه دوست پسر هم نداریم پفک بخوریم یواشکی دستامونو بمالیم به صندلی های ماشینش یه دوست پسر هم نداریم اول آشنایی شماره ایرانسل بدیم بهش دو روز بعد از آشنایی ۹۱۲ یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه یه دوست پسر هم نداریم موبایلمون همیشه تو دستمون باشه دیگه هی گم نشه یه دوست پسر هم نداریم حتی گاهی گوشیمونو یهو بگیره بگرده بیبینه خیانت میانت نمی کنیم که یه دوست پسر هم نداریم دستامونو بگیره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت میرسه بکشش بیرون یه دوست پسر هم نداریم شماره تلفنش بشه همه ی پسوردامون یه دوست پسر هم نداریم که تهدیدش کنیم یا دیگه نباید سیگار بکشه یا اگه میکشه منم باید باهاش بکشم یه دوست پسر هم نداریم که هیچ، دوست معمولیشم نداریم دلمون خوش باشه یک نفر آمد قــرارم راگرفت بس که دیوار دلم کوتاه است گاه گاهی که دلم می گیرد به تو می اندیشم خوب در یادم هست چه شبی بود آن شب! تو همان نوگل دیرینه و من برگ زردی که فتاده است به خاک و من اندر عجب این دیدار که تو بعد از سال ها هم چنان زیبایی! کاش می دانستی که چه کردی با من در همان لحظه که لبریز ز شوقت بودم چشم بر گرداندی و مرا سوزاندی..... بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی... ****************************** وقتی دلم می گیرد می نویسم برای تو ولی همه می خوانند الی تو... ****************************** استعداد عجیبی در شکستن داری.... ****************************** بله......!!!!!! *********************************************** این هفته - هفته زیاد خوبی نبود کلافه بودم خسته شدم از بس درس خوندم!!! تازه سرمای شدیدی هم خوردم نمیدونم کی چشم زده؟؟؟!!! چن شب پیش با یه نفر دعوام شد خیلی اعصابمو به هم ریخت یه لحظه فکر خودکشی زدبه سرم که دیگه راحت شم!!!! شیطون رفت تو جلدم منم یه بسته قرص ۱۶ عددی خوردم اسم قرصه بود آنتی هیستامین( ضد آبریزش بینی) به این امید که تا صبح آب دماغم بند بیادآخه خیلی خستم کرده بود......... ********************************************* الان تقریبا یک هفته اس که تو ترکم!دارم اس ام اس بازی رو ترک میدم ( کاااافر)))! ********************************************* دیروز که پنج شنبه بود روز متفاوتی برام بود بادوستام قرار گذاشتیم بریم بیرون ******************************************
**************************************** آخی ی ی ی یی سبک شدم!!!!!!!!!!! نوشته های اینجا ربطی به شکست عشقـــی نداره با هرچی حالــــ کنم اینجا میذارم اینجا مال منه به کسی دلم میگیره با اینا آروم میشه ********************************************** گـاهــی فـقــط بـایـد لـبـخند بـزنـی و رد شوی، بگذار فـکــر کـنــند نفهمیدی... به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست. من جزومو بهش دادم. بهم گفت: ”متشکرم”. میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم. تلفن زنگ زد. وقتی کنارش نشسته بودم، تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس، خواست بره که بخوابه، به من نگاه کرد و گفت: ”متشکرم ” . روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت: ”قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” . من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم، درست مثل یه “خواهر و برادر”. ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی، ایستاده بودم، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم. به من گفت: ”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” . یه روز گذشت ، سپس یک هفته، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید. من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد، و من اینو میدونستم، قبل از اینکه خونه بره به سمت من اومد، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی، با وقار خاص و آروم گفت: تو بهترین داداشی دنیا هستی، متشکرم. میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم. من عاشقشم. اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم . نشستم روی صندلی، صندلی ساقدوش، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه، من دیدم که “بله” رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم. اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت: ”تو اومدی ؟ متشکرم” سالهای خیلی زیادی گذشت. به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود: ” تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام … نمیدونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. …. وقتی كه دیگر نبود ، من به بودنش نیازمند شدم. وقتی كه دیگر رفت ، من به انتظار آمدنش نشستم . وقتی كه دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد، من او را دوست داشتم. وقتی او تمام كرد ، من شروع كردم. وقتی او تمام شد ، من آغاز شدم. و چه سخت است تنها متولد شدن... مثل تنها زندگی كردن... مثل تنها مردن ... در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ۰۰۰۰ (دکتر شریعتی) تصاویری از شترها یک بار دیگر هم نگاه کنید باورتان نمی شود . حالا توضیح را بخوانید:
چون ماه شبی می کشم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر..."""![]()
عاشقی یاد گرفتنی نیست
هیچ مادری گریه را به کودکش یاد نمی دهد
عاشق که بودی
دستِ کم
تشری که با نگاهت می زدی
دل آدم را پاره نمی کرد
مهم نیست...
من که برای معامله نیامده ام
اصل مهم این است
که هنوز تمام راه ها به تو ختم می شوند
وتو در جیب هایت تکه هایی از بهشت را پنهان کرده ای
"""نوشتن"""
فقط بهانه ای است که با تو باشم
اگر چه
این واژه های نخ نما قابل تو را ندارند .
![]()
تو هم رفتی!
تو هم از کوی من چون دیگران بی اعتنا رفتی!
تو هم
با اولین بوران پاییزی چو انبوه درختان برگ و بر کندی
تو هم رفتی!
تو رفتی و نفهمیدی
که من دیوانه ات بودم
چه شوری در من افکندی
چه سان دلداده ات بودم!
تو رفتی و دل من مرد
رفاقت سوخت
دل من بر یتیمان تو می سوزد
همه کوچه ز کوچ تو یتیم و بینوا گشته ست
تمام بیدلان اینک ز سوگت اشک می بارند
تمام بلبلان اکنون ز هجر خانمان سوزت ، سکوتی تلخ می رانند.
زمان در شیونت گویی چو سرما منجمد ماندست
هوای دل ز بهت دوریت امشب چو یخ/ یخ بسته ست
درختان در نبود تو عجب بی تاب و لرزانند
تمام عاشقان امشب سرود گریه می خوانند!
خداحافظ رفیق نارفیق من!
تو رفتی و ندانستی
از این بیداد بیگاهت چه سان چون بید می لرزم!
چه سان بر این سوگ شبی صد شمع می بندم!
دلم هرگز نمی پنداشت تو هم چون دیگران باشی
تو هم چون بیوفا مردم
رفیق نیمه راه عمر من باشی!
تو رفتی و مرا بر لب نوای کاش و حسرت هاست
که ای کاش آن حبیب من محبت را به سر می برد،
که کاش آن نا رفیق من رفاقت را به سر می برد!
تو رفتی و من آخر هم نفهمیدم چرا:
تو هم از کوی من چون دیگران بی اعتنا رفتی!
تو هم
با اولین بوران پاییزی چو انبوه درختان برگ و بر کندی
تو هم رفتی!؟!
تو هم رفتی.......
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به درختان خيابان تــــــــــو عـادت دارم
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من سوختم 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یا......؟؟؟![]()
(اینم از سنگ صبور من!!!!حال کنین)![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
کـ ـه دست هـر کودک نابالغی نتوانـ ـد پایان بخش زندگیـ ـم شود......
![]()

![]()
![]()
![]()
بادبرگ و شاخسـارم را گرفت
چهارفصل من بهاران بود حیف....
باد پاییزی بهــارم راگرفت...!
اعتباری داشتم درپیش عشق
بانگاهـی اعتبارم راگرفت.....
عشق یاچیزی شبیه عشق بود
آمــد و دار و نـدار م راگرفت........
هر که از کوچه ی تنهایی من میگذرد
به حوای حوسی هم که شده
سرکی میکشد و می گذرد......
![]()
قلب...غرور...پیمان...
استعداد عجیبی در نشستن دارم....
به پای تو...به امید تو...در انتظار تو....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هیچ وقت خودم رو به این مظلومی ندیده بودم!
مث عقده ایی ها شدم مسیج برام میادخنده ام میگیره!نمیدونید چقد راحت شدم دیگه لازم نیس گلاب به روتون دست به ابم که برم گوشیمو همراهم ببرم!!! خوب دیگه جوونم
ذوق دارم
البته خدا ازش نگذره کسی که زد تو ذوقم
دیگه امروز نتونستم تحمل کنم رفتم و یواشکی با گوشی مامانم یه مسج خالی واس خودم فرستادم
حال داد ها....![]()
جاتون خالی هرچند حالم خیلی گرفته بود اما چسبید کلی خندیدم و کلی شهرو گشتیم!!! دوستام تو کتابخونه منتظرم بودن رفتم اونجاو اولین کسیو که دیدم خود ناکسش بود چقد عوض شده بود! شکسته و لاغرتر شده بود یه زمانی قد خدا دوسش داشتم اما حالا بی تفاوت مثل یه غریبه فقط از کنارش رد شدم ازش بدم میاد شوکه شده بود با اون چشای قیژش یه جوری نگام کرد انگار قاتل باباشو دیده
فک کنم انتظار نداشت اون دخترکوچولوی قشنگ و لوسش اینقد برزرگ شده باشه!!!من خیلی عوض شدم یه تکه سنگم که ازکنار هرچیزی بی تفاوت و بیخیال میگذرم........
![]()
![]()
![]()
![]()
من عاشقشم.
اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم.
خودش بود .
گریه می کرد.
دوستش قلبش رو شکسته بود.
از من خواست که برم پیشش.
نمیخواست تنها باشه.
من هم اینکار رو کردم.![]()
وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد :
يک لحظه آفتاب در هوای سرد غنيمت می شود .
خدا در مواقع سختيها تنها پناه می شود .
يک قطره نور در دريای تاريکی همه ی دنيا می شود .
يک عزيز وقتی که از دست رفت همه کس می شود .
پاييز وقتی که تمام شد ٬ به نظر قشنگ و قشنگ تر می شود ...
امروز تمام چيزها و آدم های اطرافمان را خوب نگاه کنیم .
زندگی خيلی طولانی نيست ...
تا پایان چیزی نمانده.......![]()

این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شتر ها انچه به رنگ سیاه میبینید در واقع سایه شتر است .شتر های واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده میشوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است .حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید.![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |






دلم تنها تو را دارد ولي با او نميماني
تمام سعي تو كتمان عشقت بود در حالي
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهاني
فقط يك لحظه آري با نگاهي اتفاق افتاد
چرا عاقل كند کاري كه باز آرد پشيماني؟